آیا ما میتوانیم افکار و هیجانات و رفتار خود را کنترل کنیم؟

آیا ما میتوانیم افکار و هیجانات و رفتار خود را کنترل کنیم؟

افکار:

  • نگران نباش.
  • سعی کن خیلی درباره این موضوع فکر نکنی.
  • باید مثبت فکرکنی.
  • حواس خودت را پرت کن.
همه ما از این مدل جملات از اطرافیانمان حتما شنیده ایم. اگه این توصیه را لحظه ای کنار بگذاریم واقعا چه تجربه ای از تلاش برای کنترل افکارمان کسب کرده ایم؟ این که نگران نباشیم یا بعضی از افکار را به ذهنمان راه نده ایم چقدر آسان است؟

بیایید یک تمرین با هم انجام بدهیم:

به شکلات فکر نکنید!!!

[ لطفاً سی ثانیه به شکلات فکر نکنید. به شکل، طعم و بو آن هم فکر نکنید. هر فکر و ذهنیتی را از شکلات دور بریزید. به هر چیزی فکر کنید جز شکلات و سعی کنید حواستان را پرت کنید. یک، دو، سه ….] چطور بود؟ وقتی سعی میکنید فکری را از ذهنتان بیرون کنید، دقیقا به آن فکر میکنید که به این حالت (اثر ارتجاعی)می گویند. مثل پرتاب کردن توپ به دیوار! هر چقدر با قدرت بیشتری توپ را به دیوار پرتاب کنید، توپ هم با همان قدرت به سمت خودتان برمیگردد. حالا که شما واقعا توانستید افکارتان را مدیریت کنید و به آن فکر نکنید، در این مدت به چه چیزی فکر کردید؟ شاید حتی الان هم دارید به شکلات فکر میکنید. اثر ارتجاع اغلب زمانی اتفاق میافتد که شخص افکار تهدید کننده، ترسناک، غیر معمول و ناخوشایندی را تجربه می کند. تجربه این افکار دردناک است و طبیعی می باشد که فرد بخواهد آنها را مسدود کند یا از خودش دور کند. این روش پاسخ به مشکلات، باعث ازدیاد افکار ناخوشایند  بیشتری می شود. پس مشکل  لزوما خود فکر نیست بلکه شیوه پاسخ دهی و طرز برخورد با آن است.  پس احتمالا کمتر از آن چیزی که فکر می کنید روی افکارتان تسلط دارید. در نتیجه شاید بهترین کار این باشد که به افکارمان اجازه بدهیم همانطور که هستند باقی بمانند و تلاشمان را در جهت دیگری به جریان بیندازیم.  

هیجانات:

  • خوشحال باش
  • آروم باش
  • نباید عصبی باشی
همه ما این پیام ها را از اطرافیانمان دریافت کرده ایم، پیام هایی که به ما می گویند باید بتوانیم هیجاناتمان را کنترل کنیم. یک لحظه این توصیه ها را کنار بگذارید و به این فکر کنید که واقعا از کنترل هیجاناتمان چه نتیجه ای گرفته ایم؟ برای همه ی ما این اتفاق افتاده است که صبح از خواب بلند شویم و به هر دلیلی احساسات ناخوشایندی داشته باشیم. آیا برای شما راحت بوده که این احساس را به راحتی تغییر دهید؟ اگر روزتان را شروع کنید و به فعالیت های روزمره خود بپردازید متوجه می شوید که هیجانات شما در طول روز تغییر میکند. اما همان لحظه که ناراحت بودید آیا به راحتی توانسته اید این احساس را تغییر بدهید؟ یا یک مثال دیگر، وقتی یک امتحان، سخنرانی یا هر رویداد مهم دیگر که دارید، آیا میتوانید با گفتن (آرام باش به خودتان)، به راحتی این احساس اضطراب و استرس را تغییر دهید؟ گاهی می توان از مواجهه با بعضی از احساسات اجتناب کرد. استفاده از راه حل هایی مثل مشغول به کاری شدن، الکل یا مواد مخدر مصرف کردن و یا درگیر کردن ذهن به ما کمک می کند تا احساسات ناخوشایند را سرکوب کنیم ولی این راهکارها اثر کوتاه مدتی دارد و با پیامد های ناگواری همراه است. علاوه بر این سرکوب کردن هیجانات شبیه به این است که یه توپ را با فشار زیر آب فرو کنیم و همان جا آن را نگه داریم. این کار تلاش و انرژی زیادی می خواهد ولی در نهایت ما را خسته میکند.

رفتار:

بیایید راجع به رفتار صحبت کنیم. به نظر شما میشود رفتار را کنترل کرد؟ آیا می شود صرف نظر از افکار، هیجانات و تحریکات بدنی که تجربه میکنیم، همین الان رفتاری که انجام میدهیم را کنترل کنیم؟ شکی نیست که رفتار بزرگترین حوزه ای است که میتوانیم آن را کنترل کنیم. توانایی ما در انتخاب آن چیزی که میتوانیم انجام بدهیم خیلی بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. به عبارت دیگر، آیا ممکن است احساس خاصی داشته باشید ولی انتخاب کنید که بر خلاف احساساتتان، رفتار کنید؟ تا به حال شده ترسیده باشید ولی شجاعانه عمل کنید؟ احساس خستگی کنید ولی رفتار پر انرژی خودتان را نگه دارید؟ هدیه ای گرفته باشید که دوستش ندارید ولی مودبانه تشکر کنید؟

بیایید با هم یک تمرین انجام بدهیم:

دست راستتان را بالا بگیرید.

[ بیایید با خودتان فکر کنید که (من نمیتوانم دست راستم را بالا ببرم). تا چند دقیقه روی این فکر متمرکز شوید و در ذهن خود دائم آن را تکرار کنید و واقعا باورش کنید. حالا همان طور که روی این فکر متمرکز هستید دست راست خود را بالا ببرید.] از این تمرین چه چیزی یاد میگیرید؟ همه ما عادت کردیم به افکاری که در ذهن خود داریم، گوش دهیم و با استفاده از آن ها رفتارمان را هدایت کنیم. اما همیشه این کار درست نیست. در واقع ذهن ما خیلی چیز ها به ما میگوید ولی همیشه به نفعمان نیست!!!

حالا چه کار کنیم؟

شاید بعد از خواندن این مطالب گیج شده باشید و ندانید چه کاری باید انجام دهید! پاسخ به سوال بالا کمی چالش بر‌انگیز و سخت است. چرا؟ چون کاری که در مرحله بعد انجام میدهید احتمالا با چیزی که قبلا انجام میدادید متفاوت است، بخصوص اگر کاری که قبلا انجام میدادید فایده چندانی برایتان نداشته باشد.

حالا چرا از اصطلاح مفید استفاده کردیم؟

برای اینکه تشویق شویم که به این موضوع فکر کنیم که با انجام راهکار های قبلی چقدر توانستیم به سوی تبدیل شدن به شخصیت مطلوب و در جهت به دست آوردن زندگی مورد علاقه مان گام برداریم. من این افکار، هیجانات و تحریکات بدنی دشوار را دارم و مشتاقم که آن ها را در رسیدن به چیزهایی که در زندگی برایم مهم هستند، همراهم داشته باشم. نوشته شده توسط مژده خواجه‌پور، روانشناس موسسه حمایت از بیماران چشمی آرپی
نوشته های مرتبط
یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *